تبليغاتX
من هستم
ادبی - شعر و خاطرات

جا ماندن تکه ای از خودم را در سبد این روزها، گرامی می دارم.

امروز تنهاترین موجود زندگیم هستم تا اطلاع ثانوی که شاید همین فردا باشد کلماتم را گم خواهم کرد. اشکی هم نسیت حتی یک قطره ! حالا خطر بزرگی مثل خندیدن هم می تواند تهدیدم کند .

نه ، جدی و خشک خواهم شد ! گوش هایم را خواهم گرفت ، دهانم را خواهم بست و جدی خواهم شد.

اینهمه بیرحمی خالص و بی ریا، پوستم را شبیه کرگردن کرده.


 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 17:9  توسط عاطفه هاشمی  |