تبليغاتX
من هستم
ادبی - شعر و خاطرات

 

 

 

 


+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 9:54  توسط عاطفه هاشمی  | 
 

از تو ممنونم حسرو شکیبایی عزیزم!

از تو ممنونم بخاطر آن شانه های پهن. از آن لحن ساده و صمیمی.

از آن سر تکان دادن ها. از آن عاطفه عاطفه عاطفه... گفتنها

از آن عمری که برای ما صرف کردی.

از تو ممنونم بخاطر ان چهارشنبه شب ها...

 

مثل توهم بود خبر رفتنت...

 

 

 


+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 17:48  توسط عاطفه هاشمی  | 
 

حتی درست تو همین وقت سختی که فهمیدم تو کاری که کلی براش زحمت کشیدم شکست خوردم برای چندمین بار.

با وجود بگومگوی مسخره ای که امروز با دیبا و روز پیش با امیر رحمتی کردم.

با وجود این دو روز روزه ای که بخاطر یک حرکت احمقانه مجبور شدم بگیرم و بخاطر همون حرکت احمقانه باید فردارو هم روزه بگیرم.

با وجود اینکه نسرین همیشه و همه جا منو مسئول و مقصر سوء تفاهما می دونه و هیچ وقت حرفای منو منطقی نمی دونه.(البته چون خودش غیر منطقیه)

از همه مهمتر اینکه آدمی که فکر می کردم مثل من فکر می کنه و روش زندگی منو می پسنده دو روز پیش گند زده به خودش.

و ....

...

خیلی زیادن این "با وجود اینکه" ها

.

.

من خیلی خوشبختم. خیلی پر روئم نه؟

به هزار و یک دلیل مسخره و پیش پا افتاده می تونم همه "با وجود اینها" روز نادیده بگیرم.

پ ن: راستی تاریخ دقیق کنسرت استاد (شهرام ناظری) اعلام شدهُ این یکی که دیگه برای یک سالم کافیه.

 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 1:10  توسط عاطفه هاشمی  | 
 

من اتفاق مهمی هستم

کنار تو راه می روم

می نشینم

می خوابم

با همه اهمیت موضوع گاهی میان همهمه تو گم می شوم

تنها زمانی که تمام ساعتهای دنیا از کار بیفتند

تو صدای تیک تاک مرا می شنوی

 

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 11:15  توسط عاطفه هاشمی  |