تبليغاتX
من هستم
ادبی - شعر و خاطرات

 

 

 

دیروز در سراشیبی منتهی به خانه سایه ای دیدم که بسیار شبیه به من بود. یاد خودم افتادم خیلی وقت بود که اندام خود را به تمامی ندیده بودم. سایه هی کش می آمد، من راهم را کج کردم، به خانه رسیده بودم و سایه...

رشته خیالم پاره گشت، آقای سوکی باعث شد...

 

 

 

 

 

 

 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 17:21  توسط عاطفه هاشمی  |