خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران
که تو را آفرید.
از تو در شگفت هم نمیتوانم بود
که دیدن بزرگیات را، چشم کوچک من بسنده نیست
مور چه می داند که بر دیوارهی اهرام می گذرد
یا بر خشتی خام.
تو، آن بلندترین هرمی که فرعون تخیل می تواند ساخت
و من، آن کوچک ترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت
چگونه اینچنین که بلند، بر زبر ماسوا ایستادهای
در کنار تنور پیرزنی جای می گیری،
و زیر مهمیز کودکانهی بچّگکان یتیم،
و در بازار تنگ کوفه؟
***
شعر سپید من ،روسیاه ماند
که در فضای تو ، به بی وزنی افتاد
هر چند ، کلام ازتو وزن می گیرد
وسعت تورا ، چگونه در سخن تنگ مایه گنجانم ؟
تو را در کدام نقطه باید به پایان برد؟
تو را که چون معنی نقطه مطلقی.
آیا خدا نیز به تو در شگفتی درنمی نگرد؟
خجسته باد نام خداوند
که نیکوترین آفریدگاران است
و نام تو
که نیکوترین آفریدگانی





