تبليغاتX
من هستم
ادبی - شعر و خاطرات

خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران

که تو را آفرید.

از تو در شگفت هم نمی­توانم بود

که دیدن بزرگی­ات را، چشم کوچک من بسنده نیست

مور چه می داند که بر دیواره­ی اهرام می گذرد

یا بر خشتی خام.

تو، آن بلندترین هرمی که فرعون تخیل می تواند ساخت

و من، آن کوچک ترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت

 

چگونه این­چنین که بلند، بر زبر ماسوا ایستاده­ای

در کنار تنور پیرزنی جای می گیری،

و زیر مهمیز کودکانه­ی بچّگکان یتیم،

و در بازار تنگ کوفه؟

 

***

شعر سپید من ،روسیاه ماند

                   که در فضای تو ، به بی وزنی افتاد

هر چند ، کلام ازتو وزن می گیرد

وسعت تورا ، چگونه در سخن تنگ مایه گنجانم ؟

تو را در کدام نقطه باید به پایان برد؟

تو را که چون معنی نقطه مطلقی.

آیا خدا نیز به تو در شگفتی درنمی نگرد؟

خجسته باد نام خداوند

که نیکوترین آفریدگاران است

و نام تو

که نیکوترین آفریدگانی

           

 

           

 

           

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 17:7  توسط عاطفه هاشمی  |